ده ماهگی
ماه سختی رو پشت سر گذاشتیم چند روز پشت سرهم تب داشتی و بعدش هم ضعیف و لاغر شدی من وبابایی هم با تو مریض بودیم ...خداروشکر به خیر گذشت پسر قشنگم تو تا پایان ١٠ ماهگیت دو تا مروارید دیگه به مرواریدهات اضافه شد وحالا ٤ تا دندون داری در ضمن همه ش سعی در قدم برداشتن بدون کمک داری .والبته چند روز پیش بدون کمک هم چند ثانیه ایستادی و در حالی که دستهات رو به آسمون بود و ذوق می کردی آروم نشستی حالا دیگه دوست داری خودت قاشق و ازم بگیری و غذا بخوری گرچه که برعکس میگیری و همه چی رو می ریزی روی زمین ولی این حس استقلال طلبیتو دوست دارم ...چند روز هم هست که ازم می خوای لقمه های نون و پنیر مو بدم به تو و مثل من غذا بخوری...
نویسنده :
یه مامان مهربون
1:17




